تبليغاتX
مرگ یعنی شروع پایان...

مرگ یعنی شروع پایان...

درباره شعرا و زندگی نامه و اشعار انها

اینه وبلاگ جدید من

MY-WWE.BLOGFA.COM

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 19:16  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

وبلاگ من

وبلاگ جدید و کامل من

 

(همین جا کلیک کنید.)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 19:11  توسط سید محمد رضا حسینی زاده 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 21:43  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

ما هم رفتیم!

دیگه چیزی تو این نمی نویسم بی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 20:44  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

آدمک

(آدمک آخردنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خل نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند)   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 20:3  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

دنیای شیشه ای

(همیشه تصورکن که توی یه دنیای شیشه ای زندگی میکنی.

پس مراقب باش به طرف کسی سنگ پرت نکنی...

چون اول دنیای خودت رو میشکنی.)

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 22:2  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

گوهر

(گوهر خویش را نکن تقدیم هر ناقابلی...

صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی...)

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 21:54  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

دورتر

(روزی از روزها ،
شبی از شب ها ،
خواهم افتاد و خواهم مرد ،
اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .
تا هرچه دورتر بیفتم ،
تا هرچه دیرتر بیفتم ،
هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .
نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،
پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،
افتاده باشم و جان داده باشم ،
همین .)
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 22:19  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

نابینایی

(برای آدم نابینا شیشه و الماس فرقی نداره

پس اگه کسی قدرتو ندونست فکرنکن تو شیشه ای

اون نابیناست)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 21:52  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

فراموشی

(حکایت جالیست که فراموش شدگان

فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمیکنند)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 0:43  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

عشق

(تو معشوقی و من

عاشق عشق تو شدم)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 0:39  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

مرغان سبک بال

(بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز بنشینم

واز عشق سرودی بسرایم

آنگاه به صد شوق چو مرغان سبک بال

برگیرم ازاین بام و به سوی تو بیایم)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 0:36  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

بارانی

(این آسمان دلم بارانی است

اشک چشمم آسمانی است

روح و جسم و جان من

هرسه باهم گریانی است)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 0:31  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  | 

بوسه

(عهدکردم که اگر بوسه دهد توبه کنم      که دگر بارازاین گونه خطاهانکنم

چو برخاست لبش ازلب من              عهد کردم که دگر توبه بیجا نکنم)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 0:26  توسط سید محمد رضا حسینی زاده  |